على اصغر حلبى
326
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
كه خردمندانه زيستهاند مسيحىاند . . . و سقراط و هراكليتوس نيز از اين زمرهاند » . از سوى ديگر ، ترتوليان « 1 » ( حدود 160 - 220 ميلادى ) مدّعى بود كه در حاكميّت ايمان ( كه با اعترافات تعميدى كليساهاى گوناگون يكى است و در اعتقادنامهء رسولان « 2 » خلاصه شده ) كليسا مجموعهيى از حقايق را داراست كه بوسيلهء مسيح به رسولان منتقل شده است . فيلسوفان اين حقايق را مالك نيستند ، و مالكيّت اين حقايق تفكّر فلسفى را غير ضرورى مىسازد . بنابراين ، ترتوليان پايهء عقايد رسمى كاتوليك رومى را نهاد و آن را منشأ مذهب كلامى قرار داد ، و معتقد شد كه تنها كسانى كه اين سنّت را پذيرفتهاند حقّ رجوع و توسّل به كتاب مقدّس را دارند . در آثار قديس اوگوستين ( 430 - 354 م ) و قدّيس توماس آكوئينى ( 1274 - 1225 م ) بر اين نكته تأكيد شده است كه كلام مىتواند حقايق خود را از فلسفه ، كتاب مقدّس ، و سنّت « 3 » هر سه بدست آورد و به همهء آن سه منبع تكيه كند . و از اينجا بود كه توماس در عين حال كه معتقد بود كه وجود خدا را با دليل عقل مىتوان اثبات كرد ، امّا مىگفت عقيدهيى همچون تثليث بايد بر پايهء وحى و ايمان پذيرفته شود . هدف از پذيرش تفسير رمزى « 4 » كتاب مقدّس توسّط اوگوستين در واقع اين بود كه مىتوان كتاب مقدّس را با نوعى آزادى و توسّع تفسير كرد . علاوه بر اين ، اين عقيده كه : آدمى به صورت حقّ آفريده شده دالّ بر اين است كه آدمى مىتواند با توجّه به باطن خويش كليدهايى براى فهم ماهيّت خدا بيابد . و اين شيوه ، همان شيوهيى است كه اوگوستين در پرداختن مذهب تثليث آن را به كار برده است . « رفورماسيون » ، يا نهضت اصلاح دينى در اروپا ، براى كسانى كه آن را پذيرفتند ، تأكيد داشت كه بايد هر چه بيشتر فقط بر كتاب مقدّس به عنوان ريشه و اساس مباحث كلامى مركزيّت داشته شود . « 5 » مارتين لوتر ( 1483 - 1546 م . ) در خداشناسى به عقل كمتر توجّه داشت ، هر چند كه نه او و نه كالوين ( 1509 - 1546 م . ) كلام طبيعى را يكسره ردّ
--> ( 1 ) . ترتوليان ( - Tertullian ) [ وفات ، حدود 230 م . ] متكلّم رومى كه در كارتاژ و رم زيست . فرهنگ يونانى بويژه آثار افلاطون را خوب خواند ، بعد در ادبيّات لاتين تبحّر يافت . حقوق خوانده بود ، و شيوهء دفاع و بحث او تأثّر او را از مباحث حقوقى نشان مىدهد . شهرت او به عنوان نخستين متكلّم كليساى لاتين مرهون بيان دو نكته است : يكى اينكه « ايمان امرى يقينى است ، چه اثباتپذير نيست » ديگرى اينكه « آتن با اورشليم [ - بيت المقدّس ] سنجيدنى نيست » ، كه نمونهء اعلاى ردّ فلسفهء انسانى است ( دائرة المعارف بين الملل ، 18 / 11 ) . ( 2 ) . Apostoles 'Creed . ( 3 ) . Tradition . ( 4 ) . Allegorical interpretation . ( 5 ) . « Scripture alone » .